andiskutieren
شروع به بحث کردن (درباره موضوعی)، مطرح کردن
Beispiele
- Diese von mir mehrfach empfohlene Strategie ''ist'' bisher im Kabinett nicht einmal ''andiskutiert,'' geschweige denn akzeptiert ''worden.این استراتژی که من بارها توصیه کردهام، تا کنون حتی در هیئت دولت مطرح نشده، چه رسد به اینکه پذیرفته شده باشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
شروع به بحث کردن درباره چیزی، موضوعی را برای بحث مطرح کردن
- Wir sollten das Thema in der nächsten Sitzung andiskutieren.ما باید این موضوع را در جلسه بعدی به بحث بگذاریم.
- Er hat die Idee nur kurz andiskutiert, ohne ins Detail zu gehen.او فقط ایده را به طور خلاصه مطرح کرد، بدون اینکه وارد جزئیات شود.