wegdiskutieren
با بحث و گفتگو بیاهمیت جلوه دادن، نادیده گرفتن با حرف زدن
Beispiele
- Entscheidend dabei ist, die Aufmerksamkeit weitgestellt zu lassen und nicht in das vorhandene Gefühl einzugreifen – weder es aufzubauschen noch es zu werten oder ''wegzudiskutieren''.مهم این است که توجه را گسترده نگه داریم و در احساس موجود دخالت نکنیم - نه آن را بزرگ کنیم، نه ارزشگذاری کنیم یا "با بحث و گفتگو بیاهمیت جلوه دهیم".
Bedeutungen
1
Akkusativ
با بحث و استدلال، یک مشکل، یک ایده یا یک واقعیت را از بین بردن، بیاعتبار کردن یا رد کردن.
- Man kann die Probleme nicht einfach wegdiskutieren.نمیتوان مشکلات را به سادگی با بحث و استدلال از بین برد.
- Er versuchte, die Kritik wegzudiskutieren, aber es gelang ihm nicht.او تلاش کرد انتقادات را با بحث رد کند، اما موفق نشد.