disparat
ناهمگون، نامتجانس
Bedeutungen
1
به معنی نامتجانس، ناهمگون، غیرهمسان و فاقد هماهنگی. اغلب برای توصیف مجموعهای از اشیاء، ایدهها یا افراد که با هم تناسب ندارند یا از نظر کیفی و ماهوی متفاوت هستند، به کار میرود.
- Die Möbel in dem Raum waren disparat und passten nicht zusammen.مبلمان اتاق ناهمگون بودند و با هم جور در نمیآمدند.
- Seine Argumente waren disparat und machten keinen Sinn.استدلالهای او نامتجانس بودند و منطقی به نظر نمیرسیدند.
- Die Gruppe bestand aus sehr disparaten Persönlichkeiten.گروه متشکل از شخصیتهای بسیار ناهمگون بود.