dispensieren
معاف کردن، معاف داشتن (از وظایف یا تکالیف)
Beispiele
- Wegen seiner Erkrankung ist er vom Turnen ''dispensiert.او به دلیل بیماری از درس ورزش معاف است.
- Die Erfüllung des Rituals ''dispensierte'' von der Strafverfolgung, denn durch den Vollzug wurden die Bande mit der Götterwelt geknüpft und erneuert.انجام این آیین، [فرد را] از پیگرد قانونی معاف میکرد، زیرا از طریق این اجرا، پیوندها با دنیای خدایان برقرار و تجدید میشد.
Bedeutungen
1
jemanden von + Dativ
کسی را از انجام وظیفه یا رعایت قانونی معاف کردن، مستثنی کردن
- Der Arzt hat ihn vom Sportunterricht dispensiert.پزشک او را از کلاس ورزش معاف کرده است.
- Die Behörde kann in Ausnahmefällen von bestimmten Vorschriften dispensieren.مقامات میتوانند در موارد استثنایی از برخی مقررات معاف کنند.
2
Akkusativ
دارو یا کالا را توزیع کردن یا پخش کردن (کمتر رایج)
- Die Apotheke dispensiert Medikamente an die Patienten.داروخانه داروها را بین بیماران توزیع میکند.
- In Notfällen werden Hilfsgüter an die Bevölkerung dispensiert.در موارد اضطراری، کمکهای بشردوستانه بین مردم توزیع میشود.