dispergieren
پخش کردن (ذرات در یک محیط)، به صورت کلوئیدی یا ریز درآوردن
Beispiele
- Die Polymere ''wurden'' in einer wässrigen Lösung ''dispergiert.پلیمرها در یک محلول آبی پخش (دیسپرز) شدند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
ذرات جامد، مایع یا گاز را در یک محیط دیگر به طور یکنواخت پراکنده یا پخش کردن (عمدتاً در شیمی و فیزیک).
- Die Pigmente werden in der Farbe dispergiert.رنگدانهها در رنگ پراکنده میشوند.
- Ultraschall kann helfen, Partikel in einer Flüssigkeit zu dispergieren.اولتراسونیک میتواند به پراکنده کردن ذرات در یک مایع کمک کند.