umdisponieren
برنامهریزی مجدد کردن، تغییر دادن برنامه
Bedeutungen
1
Akkusativ / Intransitiv
برنامهها، منابع یا افراد را به دلیل شرایط جدید یا غیرمنتظره، دوباره تنظیم یا جابجا کردن. اغلب در زمینه مدیریت یا سازماندهی.
- Wegen des schlechten Wetters mussten wir die Veranstaltung umdisponieren.به دلیل هوای بد، مجبور شدیم برنامه رویداد را تغییر دهیم.
- Die Firma hat ihre Produktionspläne kurzfristig umdisponiert.شرکت برنامههای تولید خود را در کوتاهمدت مجدداً تنظیم کرد.