dissertieren

Aussprache: /dɪsɛrˈtiːrən/
Wortzerlegung: dis·ser·tie·ren
فعل

نوشتن پایان‌نامه، رساله نوشتن

Beispiele

  • In den letzten Jahren haben mehrere Studenten zum Thema Genetik ''dissertiert.در سال‌های اخیر چندین دانشجو در مورد ژنتیک "پایان‌نامه نوشته‌اند".
  • Ich ''dissertiere'' über Tolstoi.من در مورد تولستوی "رساله می‌نویسم".

Bedeutungen

1 intransitiv, über + Akkusativ

در مورد موضوعی خاص، رساله دکترا یا پایان‌نامه علمی نوشتن

  • Sie dissertiert über die Auswirkungen des Klimawandels auf die Arktis.او در مورد تأثیرات تغییرات اقلیمی بر قطب شمال رساله دکترا می‌نویسد.
  • Viele Studenten verbringen Jahre damit, zu dissertieren.بسیاری از دانشجویان سال‌ها را صرف نوشتن پایان‌نامه می‌کنند.