dissozial
ضداجتماعی، ناسازگار با جامعه، نامطلوب اجتماعی
Bedeutungen
1
رفتار یا نگرشی که با هنجارها و ارزشهای جامعه مغایرت دارد و اغلب به دیگران آسیب میرساند یا نظم اجتماعی را مختل میکند.
- Sein dissoziales Verhalten führte zu Problemen mit den Nachbarn.رفتار ضداجتماعی او منجر به مشکلاتی با همسایگان شد.
- Die Therapie soll helfen, dissoziale Tendenzen zu überwinden.این درمان برای کمک به غلبه بر تمایلات ضداجتماعی طراحی شده است.
- Manche Filme stellen dissoziale Charaktere als Helden dar.برخی فیلمها شخصیتهای ضداجتماعی را به عنوان قهرمان به تصویر میکشند.