صفت
توزیعکننده، پخشکننده
جملات نمونه برای distributiv:
„Teilweise gilt auch der Einzelhandel als ''distributive'' Dienstleistung, häufiger jedoch als konsumentenorientierte.“
"تا حدی خردهفروشی نیز به عنوان یک خدمت "توزیعکننده" در نظر گرفته میشود، اما اغلب به عنوان خدمتی مشتریمدار."