disziplinär
انضباطی، مربوط به رشته تخصصی
Bedeutungen
1
مربوط به نظم و انضباط، یا رعایت قوانین و مقررات در یک سازمان یا گروه.
- Der Lehrer musste disziplinäre Maßnahmen gegen den Schüler ergreifen.معلم مجبور شد اقدامات انضباطی علیه دانشآموز انجام دهد.
- Es gab eine disziplinäre Untersuchung wegen des Fehlverhaltens.یک تحقیق انضباطی به دلیل رفتار نادرست وجود داشت.
- Die disziplinäre Regelung wurde von allen Mitgliedern akzeptiert.قانون انضباطی توسط همه اعضا پذیرفته شد.
2
مربوط به یک رشته یا حوزه تخصصی خاص، به ویژه در دانشگاه یا تحقیقات.
- Das Buch behandelt ein sehr disziplinäres Thema der Physik.این کتاب به موضوعی بسیار تخصصی در فیزیک میپردازد.
- Er hat eine disziplinäre Ausbildung in Geschichte abgeschlossen.او تحصیلات تخصصی خود را در رشته تاریخ به پایان رسانده است.
- Die Konferenz konzentrierte sich auf disziplinäre Fortschritte in der Biologie.این کنفرانس بر پیشرفتهای رشتهای در زیستشناسی متمرکز بود.