ditschten
افتادیم، سقوط کردیم / افتادند، سقوط کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور ناگهانی و با نیروی زیاد به چیزی یا کسی برخورد کردن یا افتادن، اغلب با صدایی مشخص.
- Der schwere Koffer ditschte mit lautem Getöse auf den Boden.چمدان سنگین با سر و صدای بلندی روی زمین کوبیده شد.
- Nach dem Schock ditschte er gegen die Wand und verlor das Bewusstsein.پس از شوک، او به دیوار برخورد کرد و بیهوش شد.
2
Akkusativ
به طور مجازی، به شدت تحت تأثیر یک خبر یا رویداد قرار گرفتن، گویی که به طور فیزیکی به چیزی برخورد کرده است.
- Die Nachricht vom plötzlichen Tod seines Freundes ditschte ihn tief.خبر مرگ ناگهانی دوستش او را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد.
- Als er die Wahrheit erfuhr, ditschte ihn die Erkenntnis wie ein Blitzschlag.وقتی حقیقت را فهمید، درک آن مانند صاعقه به او ضربه زد.