قید
با این وجود، مگر نه، اتفاقاً، بلکه
جملات نمونه برای doch:
Sie ist dann ''doch'' gekommen.
او بالاخره آمد (با این وجود آمد).
Das war spät, ''doch'' nicht zu spät, hoffe ich.
آن دیر بود، اما امیدوارم خیلی دیر نشده باشد.
Freundlich, ''doch'' bestimmt, verweigerte er der Gruppe den Eintritt.
او با مهربانی اما قاطعیت، از ورود گروه جلوگیری کرد.