فعل
پهلو گرفتن (کشتی در اسکله)، لنگر انداختن در اسکله
معانی و تعاریف docken:
- (کشتی یا فضاپیما) به اسکله یا ایستگاه فضایی متصل شدن، پهلو گرفتن
- (دستگاههای الکترونیکی) به یکدیگر متصل شدن یا وصل کردن
جملات نمونه برای docken:
Die Hanseatik ''dockt'' in Bremerhaven.
کشتی هانزاتیک در برمرهافن پهلو گرفت.
Das Schiff dockte sicher am Hafen an.
کشتی با امنیت در بندر پهلو گرفت.
Die Raumfähre ist erfolgreich an die internationale Raumstation gedockt.
شاتل فضایی با موفقیت به ایستگاه فضایی بینالمللی متصل شد.