doktrinär
دکترینری، متعصبانه، خشکاندیش
Bedeutungen
1
به شدت به یک دکترین یا مجموعه عقاید پایبند بودن، بدون توجه به شواهد یا نظرات مخالف؛ خشکاندیش و متعصب.
- Seine doktrinäre Haltung machte jede Diskussion schwierig.موضع خشکاندیشانه او هر بحثی را دشوار میکرد.
- Der Lehrer war bekannt für seine doktrinären Ansichten.معلم به خاطر دیدگاههای متعصبانهاش شناخته شده بود.
- Sie lehnte den Vorschlag aus doktrinären Gründen ab.او به دلایل خشکاندیشانه پیشنهاد را رد کرد.