dollieren
پرداخت کردن (به دلار)، پرداختن (به دلار)
Beispiele
- Die Zickel-Glacéhandschuhe werden auch in Frankreich mit der Hand ''dolliert''.
Bedeutungen
1
Akkusativ (z.B. das Ruder dollieren)
پارو را در قفل پارو (Dolle) قرار دادن یا با استفاده از قفل پارو، پارو زدن. (این فعل بسیار نادر، احتمالاً قدیمی یا تخصصی در زمینه قایقرانی است).
- Der Fischer dolliert das Ruder sorgfältig, bevor er auf den See hinausfährt.ماهیگیر قبل از رفتن به دریاچه، پارو را با دقت در قفل پارو قرار میدهد.
- Sie dollierte die Riemen und begann, mit kräftigen Zügen zu rudern.او پاروها را در قفل پارو گذاشت و با حرکات قوی شروع به پارو زدن کرد.