dollisieren

Aussprache: /dɔliˈziːrən/
Wortzerlegung: dol·li·sie·ren
فعل

رفتار احمقانه کردن، دیوانه‌وار رفتار کردن

Beispiele

  • Auch brauchst viel zaubereyهمچنین به جادوی زیادی نیاز داری

Bedeutungen

1 Akkusativ

تبدیل کردن دارایی‌ها، درآمدها یا اقتصاد یک کشور به دلار یا اوراق بهادار دلاری (اصطلاح تخصصی مالی).

  • Einige Länder versuchen, ihre Wirtschaft zu dollisieren, um Stabilität in Zeiten hoher Inflation zu erreichen.برخی کشورها تلاش می‌کنند اقتصاد خود را دلاری کنند تا در دوران تورم بالا به ثبات برسند.
  • Die Einnahmen aus dem Export wurden dollisiert, um Wechselkursrisiken zu minimieren und internationale Transaktionen zu erleichtern.درآمدهای حاصل از صادرات دلاری شدند تا ریسک‌های نرخ ارز به حداقل برسند و تراکنش‌های بین‌المللی تسهیل شوند.