dominieren
تسلط داشتن، چیره بودن، غالب بودن
Beispiele
- Der HSV ''dominiert'' das Spiel.تیم هامبورگ بازی را در دست دارد (بر بازی مسلط است).
- Die Kostenproblematik ''dominiert'' die Debatte.مسئله هزینهها بر مناظره غلبه دارد.
- Auf dem Gebiet der Anthroponyme ''dominieren'' mit großem Abstand die Untersuchungen zu den Personennamen und den Familiennamen.در زمینه نامهای اشخاص، بررسیهای مربوط به نامهای کوچک و نامهای خانوادگی با فاصله زیاد غالب هستند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
بر چیزی یا کسی تسلط داشتن، قدرت یا نفوذ بیشتری داشتن.
- Die Mannschaft dominierte das Spiel von Anfang an.تیم از همان ابتدا بر بازی مسلط بود.
- In vielen Bereichen dominieren große Konzerne den Markt.در بسیاری از حوزهها، شرکتهای بزرگ بر بازار تسلط دارند.
2
intransitiv
برجسته یا غالب بودن در یک زمینه یا تصویر.
- Der Berg dominiert die Landschaft.کوه بر چشمانداز غالب است.
- Rot dominierte in ihrem Gemälde.رنگ قرمز در نقاشی او غالب بود.