vorbeidonnern
با صدای بلند و غرشکنان از کنار چیزی رد شدن (مانند وسیله نقلیه)
Bedeutungen
1
an + Dativ (an jemandem / etwas vorbeidonnern)
با صدای بلند و سرعت زیاد از کنار چیزی عبور کردن، غریدن و رد شدن.
- Ein Motorrad donnerte an uns vorbei.یک موتورسیکلت با غرش از کنار ما رد شد.
- Der LKW donnerte an dem stehenden Auto vorbei.کامیون با غرش از کنار ماشین پارک شده رد شد.