donnernden
رعدآسا، غرشکنان (صفت وصفی)
Bedeutungen
1
kein Fall
صدای بسیار بلند و مهیب، شبیه به غرش رعد، که میتواند نشاندهنده خشم، قدرت یا رویدادی مهم باشد.
- Die Menge jubelte donnernd, als ihr Team das entscheidende Tor erzielte.هنگامی که تیمشان گل پیروزی را به ثمر رساند، جمعیت با غرش شادی کردند.
- Der General hielt eine donnernde Rede, die die Truppen zu neuer Entschlossenheit inspirierte.ژنرال سخنرانی پرشوری ایراد کرد که سربازان را به عزم راسختری تشویق نمود.