donnernden

Aussprache: /ˈdɔnɐndn̩/
Wortzerlegung: don·nern·den
Deklinierte Form

رعدآسا، غرش‌کنان (صفت وصفی)

Bedeutungen

1 kein Fall

صدای بسیار بلند و مهیب، شبیه به غرش رعد، که می‌تواند نشان‌دهنده خشم، قدرت یا رویدادی مهم باشد.

  • Die Menge jubelte donnernd, als ihr Team das entscheidende Tor erzielte.هنگامی که تیمشان گل پیروزی را به ثمر رساند، جمعیت با غرش شادی کردند.
  • Der General hielt eine donnernde Rede, die die Truppen zu neuer Entschlossenheit inspirierte.ژنرال سخنرانی پرشوری ایراد کرد که سربازان را به عزم راسخ‌تری تشویق نمود.