zudonnern
محکم بستن (در)، کوبیدن (در را)
Beispiele
- Als er wieder zu sich kam und die Tür ''zudonnern'' wollte, stand Barbara bereits im Flur.وقتی او به هوش آمد و خواست در را بکوبد، باربارا قبلاً در راهرو ایستاده بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
در، پنجره و غیره را با صدای بلند و رعدآسا بستن
- Er donnerte die Tür wütend zu.او با عصبانیت در را محکم بست.
- Sie hat das Fenster mit einem Knall zugedonnert.او پنجره را با صدای بلندی محکم بست.
2
auf + Akkusativ / zu + Dativ
با سرعت و صدای بلند به سمت چیزی حرکت کردن (محاوره)
- Der Zug donnerte auf den Bahnhof zu.قطار با غرش به سمت ایستگاه حرکت کرد.
- Das Auto donnerte mit hoher Geschwindigkeit auf uns zu.ماشین با سرعت زیاد به سمت ما آمد.