andonnern
با صدای بلند (سریع) نزدیک شدن؛ با صدای بلند کسی را خطاب قرار دادن، سرزنش کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
(حرکت) با صدای بلند و غرشکنان نزدیک شدن، با سروصدا آمدن
- Der Zug donnerte auf den Bahnhof zu.قطار با غرش به سمت ایستگاه نزدیک شد.
- Ein Gewitter donnerte am Horizont heran.رعد و برق از افق نزدیک میشد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas andonnern)
(عامیانه) با صدای بلند سرزنش کردن، فریاد زدن بر سر کسی
- Der Chef donnerte seinen Mitarbeitern wegen des Fehlers an.رئیس به خاطر اشتباه، بر سر کارمندانش فریاد زد.
- Sie donnerte ihn wegen seiner Unpünktlichkeit an.او به خاطر بیوقت بودنش، او را سرزنش کرد.