vorbeidonnern

Aussprache: /fɔʁbəˈdaʊ̯nɐn/
Worttrennung: vor·bei·don·nern
فعل

با صدای بلند و غرش‌کنان از کنار چیزی رد شدن (مانند وسیله نقلیه)

Bedeutungen

1 an + Dativ (an jemandem / etwas vorbeidonnern)

با صدای بلند و سرعت زیاد از کنار چیزی عبور کردن، غریدن و رد شدن.

  • Ein Motorrad donnerte an uns vorbei.یک موتورسیکلت با غرش از کنار ما رد شد.
  • Der LKW donnerte an dem stehenden Auto vorbei.کامیون با غرش از کنار ماشین پارک شده رد شد.