dopen
دوپینگ کردن، از مواد نیروزا استفاده کردن
Beispiele
- Radsport ohne Doping ist nur gerecht, wenn wirklich niemand mehr ''dopt.دوچرخهسواری بدون دوپینگ تنها زمانی عادلانه است که واقعاً هیچکس دوپینگ نکند.
Bedeutungen
1
sich / بدون مفعول
دوپینگ کردن، داروهای نیروزا مصرف کردن (در ورزش)
- Der Sportler wurde des Dopings überführt.ورزشکار به دوپینگ متهم شد.
- Er hat sich vor dem Wettkampf gedopt.او قبل از مسابقه دوپینگ کرده بود.
2
Akkusativ
(مجازی) تحریک کردن، تقویت کردن (با مواد غیرقانونی یا مصنوعی)
- Man versucht, die Wirtschaft mit künstlichen Mitteln zu dopen.تلاش میشود اقتصاد را با ابزارهای مصنوعی تقویت کنند.
- Die Mannschaft wurde mit falschen Versprechungen gedopt.تیم با وعدههای دروغین تحریک شد.