فعل
نگه داشتن در آنجا
معانی و تعاریف dortbehalten:
- چیزی را در مکانی نگه داشتن یا حفظ کردن.
جملات نمونه برای dortbehalten:
„Als die Waise eines Tages bettelnd ins Schloß der Gräfin gekommen war, ''wurde'' sie in Erinnerung an ihre Mutter ''dortbehalten.''“
«روزی که یتیم به عنوان گدا وارد قلعه کنتس شد، به یاد مادرش در آنجا نگه داشته شد.»
Wir müssen die wichtigen Dokumente dortbehalten.
ما باید مدارک مهم را آنجا نگه داریم.
Er wollte sein altes Fahrrad dortbehalten, wo er es gefunden hatte.
او میخواست دوچرخه قدیمیاش را همان جایی که پیدا کرده بود، نگه دارد.