dosieren
دوزبندی کردن، اندازهگیری کردن (مقدار دارو یا مادهای)
Beispiele
- Sie verengte die Öffnung der Pipette, um die Menge des Impfstoffes noch genauer ''dosieren'' zu können.او دهانه پیپت را تنگ کرد تا بتواند مقدار واکسن را دقیقتر دوزبندی کند.
- Frag doch mal nach, ich denke, man sollte das Medikament anders ''dosieren,'' die Nebenwirkungen sind ja viel zu hoch.بپرس، فکر میکنم باید دارو را جور دیگری دوزبندی کرد، عوارض جانبی آن خیلی زیاد است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مقدار مشخصی از چیزی را تعیین یا استفاده کردن، دوزبندی کردن
- Man muss das Medikament genau dosieren.باید دارو را دقیقاً دوزبندی کرد.
- Bitte dosieren Sie das Waschmittel sparsam.لطفاً پودر لباسشویی را با صرفهجویی مصرف کنید.
2
Akkusativ
چیزی را با دقت و به تدریج به کار بردن یا کنترل کردن (معمولاً انتزاعی)
- Er dosierte seine Kräfte sehr gut.او نیروهایش را خیلی خوب تنظیم کرد.
- Man muss die Kritik vorsichtig dosieren.باید انتقاد را با احتیاط بیان کرد.