فعل
جهیدن (توپ)، بالا و پایین پریدن
معانی و تعاریف dotzen:
- به چیزی با صدای نسبتاً خفه و محکم برخورد کردن، ضربه زدن (اغلب ناخواسته یا با نیروی کم).
جملات نمونه برای dotzen:
Ich lasse den Ball ''dotzen''.
من اجازه میدهم توپ بجهد.
Er ist mit dem Kopf gegen den Türrahmen gedotzt.
او با سر به چارچوب در خورد.
Der Ball dotzte gegen die Wand und fiel herunter.
توپ به دیوار خورد و افتاد پایین.