Konjugierte Form
لرزیدند، تکان خوردند (شخص سوم جمع، زمان گذشته)
معانی و تعاریف dotzten:
- شکل گذشته ساده (Präteritum) فعل 'dotzen' که به عمل نوازش کردن ملایم و محبتآمیز در گذشته اشاره دارد.
جملات نمونه برای dotzten:
Die Eltern dotzten ihre Tochter, um sie zu trösten.
والدین دخترشان را نوازش کردند تا او را تسلی دهند.
Er dotzte das verängstigte Tier, bis es sich beruhigte.
او حیوان ترسیده را نوازش کرد تا آرام شد.