zurückdrängen
عقب راندن، سرکوب کردن، به حاشیه راندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zurückdrängen)
کسی یا چیزی را با فشار فیزیکی یا قدرت به عقب راندن، عقب نشاندن.
- Die Polizei drängte die Demonstranten zurück.پلیس تظاهرکنندگان را به عقب راند.
- Die Armee drängte den Feind zurück.ارتش دشمن را عقب نشاند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas zurückdrängen)
احساسات، مشکلات، افکار یا تمایلات را سرکوب کردن، کنترل کردن یا به حاشیه راندن.
- Er versuchte, seine Angst zurückzudrängen.او سعی کرد ترس خود را سرکوب کند.
- Man muss negative Gedanken zurückdrängen.باید افکار منفی را به حاشیه راند.