vordringen
پیشروی کردن، نفوذ کردن، راه یافتن
Bedeutungen
1
intransitiv (معمولاً با حرف اضافه مکان)
پیشروی کردن، به جلو رفتن (به سمت هدف یا منطقه)، وارد شدن به یک منطقه.
- Die Armee drang tief in feindliches Gebiet vor.ارتش به عمق خاک دشمن پیشروی کرد.
- Das Wasser drang durch die Ritzen vor.آب از میان شکافها نفوذ کرد.
2
zu + Dativ (zu jemandem / etwas vordringen)
نفوذ کردن، راه یافتن (به یک حوزه یا موضوع انتزاعی)، پیشرفت کردن.
- Er versuchte, zu den höchsten Kreisen der Gesellschaft vorzudringen.او تلاش کرد به بالاترین حلقههای جامعه راه یابد.
- Die Technologie dringt immer weiter zu neuen Anwendungsbereichen vor.فناوری دائماً به سمت حوزههای کاربردی جدید پیش میرود.