zudringen
نزدیک شدن، هجوم آوردن، اصرار کردن، وارد شدن
Bedeutungen
1
zu + Dativ (zu jemandem / etwas zudringen)
با فشار یا به زور به کسی یا چیزی نزدیک شدن، هجوم آوردن.
- Die Demonstranten drangen auf die Polizei zu.تظاهرکنندگان به سمت پلیس هجوم آوردند.
- Er drang mit seinen Fragen auf den Minister zu.او با سوالاتش اصرار کرد تا به وزیر نزدیک شود.