vordringen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌdrɪŋən/
Worttrennung: vor·drin·gen
فعل

پیشروی کردن، نفوذ کردن، راه یافتن

Bedeutungen

1 intransitiv (معمولاً با حرف اضافه مکان)

پیشروی کردن، به جلو رفتن (به سمت هدف یا منطقه)، وارد شدن به یک منطقه.

  • Die Armee drang tief in feindliches Gebiet vor.ارتش به عمق خاک دشمن پیشروی کرد.
  • Das Wasser drang durch die Ritzen vor.آب از میان شکاف‌ها نفوذ کرد.
2 zu + Dativ (zu jemandem / etwas vordringen)

نفوذ کردن، راه یافتن (به یک حوزه یا موضوع انتزاعی)، پیشرفت کردن.

  • Er versuchte, zu den höchsten Kreisen der Gesellschaft vorzudringen.او تلاش کرد به بالاترین حلقه‌های جامعه راه یابد.
  • Die Technologie dringt immer weiter zu neuen Anwendungsbereichen vor.فناوری دائماً به سمت حوزه‌های کاربردی جدید پیش می‌رود.