vordrängen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌdrɛŋən/
Worttrennung: vor·drän·gen
فعل

جلو زدن، خود را جا کردن، پیشروی کردن

Bedeutungen

1 sich (Akkusativ) (sich vordrängen)

خود را به زور یا با عجله به جلو هل دادن، در صف یا جمعیت خود را جا کردن (معمولاً انعکاسی).

  • Die Leute drängten sich zur Tür, um als Erste hineinzukommen.مردم خود را به سمت در هل دادند تا اولین نفر وارد شوند.
  • Er drängte sich im Gedränge nach vorne.او در میان جمعیت خود را به جلو کشید.
2 Akkusativ (Person)

کسی را به جلو هل دادن یا مجبور به پیشروی کردن (معمولاً در مفهوم منفی، برای رسیدن به چیزی یا کسب برتری).

  • Der stärkere Läufer drängte den schwächeren zur Seite.دونده قوی‌تر، دونده ضعیف‌تر را کنار زد.
  • Manche versuchen, durch Ellenbogenmentalität in der Karriere voranzudrängen.برخی سعی می‌کنند با رویکردی متجاوزانه در شغل خود پیشرفت کنند.