zudrängen

Aussprache: /ˈt͡suːˌdrɛŋən/
Worttrennung: zu·drän·gen
فعل

به سرعت به سمت چیزی حرکت کردن، هجوم آوردن

Bedeutungen

1 sich + zu + Dativ (به سمت چه چیزی یا چه کسی هجوم آوردن)

خود را به زور به جایی رساندن، هجوم آوردن به سمت چیزی یا کسی، یا مزاحم شدن.

  • Die Menge drängte sich zu den Ausgängen.جمعیت به سمت خروجی‌ها هجوم آورد.
  • Er drängte sich zu ihr, um sie zu küssen.او به سمت او هجوم آورد تا او را ببوسد.