dröge
خستهکننده، بیروح، خشک و ملالآور
Bedeutungen
1
فاقد جذابیت، هیجان یا روح؛ خستهکننده و ملالآور.
- Der Vortrag war leider sehr dröge.متأسفانه سخنرانی بسیار خستهکننده بود.
- Seine trockene Art machte ihn als Lehrer ungeeignet.روش خشک و بیروح او او را برای تدریس نامناسب میکرد.
- Das Buch ist trotz des interessanten Themas ziemlich dröge geschrieben.کتاب با وجود موضوع جالبش، نسبتاً ملالآور نوشته شده است.