dröge
خستهکننده، بیروح، خشک و ملالآور
Beispiele
- Sie hat einen herrlich ''drögen'' Humor.او طنز خشک و فوقالعاده جالبی دارد.
- Fix ''dröge'' Luft hier, wie wäre es mit einem kleinen Bierchen?اینجا هوا به شدت دمکرده و خفه است، چه طور است یک آبجوی کوچک بزنیم؟
- Dieser Vortrag gestern war furchtbar ''dröge.این سخنرانی دیروز به طرز وحشتناکی خستهکننده بود.
- Die launigen Parodieversuche sind meist noch ''dröger'' als die Originale.تلاشهای طنزآمیزِ بیروح معمولاً حتی از نسخههای اصلی هم ملالآورتر هستند.