dröseln
باز کردن (گره)، چرت زدن، خیالبافی کردن
Beispiele
- Am Strand konnte man die anderen Gäste erkennen, die immer noch dam beschäftigt waren, das verknotete Seil auseinander zu ''dröseln.در ساحل میتوانستیم مهمانان دیگر را تشخیص دهیم که هنوز مشغول باز کردن طناب گرهخورده بودند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
نخها یا رشتهها را از هم باز کردن، گرهگشایی کردن
- Sie dröselte den alten Pullover auf, um die Wolle wiederzuverwenden.او ژاکت قدیمی را باز کرد تا پشم آن را دوباره استفاده کند.
- Der Detektiv dröselte den komplizierten Fall langsam auf.کارآگاه پرونده پیچیده را به آرامی گرهگشایی کرد.
2
Akkusativ (aufdröseln)
چیزی را با جزئیات دقیق تجزیه و تحلیل کردن، جزء به جزء بررسی کردن (معمولاً با 'auf')
- Wir müssen die Daten genau aufdröseln, um Fehler zu finden.ما باید دادهها را دقیقاً تجزیه و تحلیل کنیم تا خطاها را پیدا کنیم.
- Der Professor dröselte die komplexe Theorie für die Studenten auf.پروفسور نظریه پیچیده را برای دانشجویان جزء به جزء توضیح داد.