drücken

Aussprache: /ˈdʁʏkn̩/
Wortzerlegung: drü·cken
فعل

فشار دادن، در آغوش گرفتن، آزار دادن (پای زدن)، کاهش دادن (قیمت)، طفره رفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

دکمه، دستگیره یا چیزی را فشار دادن یا هل دادن

  • Drück bitte den Knopf, um den Aufzug zu rufen.لطفاً دکمه را فشار بده تا آسانسور را صدا بزنی.
  • Er drückte die Tür auf.او در را هل داد و باز کرد.
2 Akkusativ (+ an + Akkusativ)

کسی یا چیزی را به گرمی در آغوش گرفتن یا بفشردن

  • Sie drückte ihr Kind fest an sich.او فرزندش را محکم به خود فشرد (بغل کرد).
  • Er drückte ihr zum Abschied die Hand.او برای خداحافظی دستش را فشرد.
3 Akkusativ / Intransitiv

فشار فیزیکی آوردن، پای کسی را زدن (کفش) یا روحی آزار دادن

  • Die neuen Schuhe drücken mich beim Gehen.کفش‌های جدید هنگام راه رفتن پایم را می‌زنند.
  • Die Sorgen drücken ihn sehr.نگرانی‌ها او را بسیار آزار می‌دهند.
4 Akkusativ

پایین آوردن و کاهش دادن (قیمت، هزینه‌ها، آمار)

  • Er konnte den Preis um zehn Prozent drücken.او توانست قیمت را ۱۰ درصد پایین بیاورد.
  • Die Firma versucht, die Produktionskosten zu drücken.شرکت تلاش می‌کند هزینه‌های تولید را کاهش دهد.
5 sich + vor + Dativ

از زیر کاری یا مسئولیتی شانه خالی کردن و طفره رفتن

  • Er drückt sich immer vor der Hausarbeit.او همیشه از کارهای خانه طفره می‌رود.
  • Man sollte sich nicht vor Verantwortung drücken.نباید از مسئولیت شانه خالی کرد.