festdrücken
محکم فشار دادن, چسباندن محکم
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas festdrücken)
چسب یا جسمی را محکم فشار دادن تا کاملاً بچسبد یا در جای خود قرار گیرد؛ محکم کردن با فشار.
- Drücken Sie das Etikett fest auf die Oberfläche.برچسب را محکم روی سطح فشار دهید.
- Er drückte den Deckel fest auf die Dose.او در قوطی را محکم فشار داد تا بسته شود.
2
sich + an / gegen + Akkusativ
خود را محکم به کسی یا دیواری چسباندن (جهت امنیت، اختفا، یا جلوگیری از افتادن).
- Sie drückte sich fest an ihre Mutter.او خود را محکم به مادرش چسباند.
- Er drückte sich gegen die Wand, um nicht gesehen zu werden.او خود را به دیوار چسباند تا دیده نشود.