hereindrücken

Aussprache: /hɛˈʁaɪ̯nˌdrʏkn̩/
Worttrennung: her·ein·drü·cken
فعل

به داخل فشار دادن، وارد کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ + in + Akkusativ

چیزی یا دکمه‌ای را به سمت داخل فشار دادن یا فرو بردن.

  • Drücken Sie die Taste, um die Tür hereinzudrücken.برای باز کردن در به سمت داخل، دکمه را فشار دهید.
  • Er drückte den Knopf herein, um das Gerät zu aktivieren.او دکمه را به داخل فشار داد تا دستگاه را فعال کند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas hereindrücken)

در یا مانعی را از بیرون به سمت داخل اتاق فشار دادن (مثلاً توسط باد).

  • Der Wind drückte die Tür herein.باد در را به داخل هل داد.
  • Die Welle drückte das Boot herein.موج قایق را به داخل هل داد.