hereindrücken
به داخل فشار دادن، وارد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
چیزی یا دکمهای را به سمت داخل فشار دادن یا فرو بردن.
- Drücken Sie die Taste, um die Tür hereinzudrücken.برای باز کردن در به سمت داخل، دکمه را فشار دهید.
- Er drückte den Knopf herein, um das Gerät zu aktivieren.او دکمه را به داخل فشار داد تا دستگاه را فعال کند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas hereindrücken)
در یا مانعی را از بیرون به سمت داخل اتاق فشار دادن (مثلاً توسط باد).
- Der Wind drückte die Tür herein.باد در را به داخل هل داد.
- Die Welle drückte das Boot herein.موج قایق را به داخل هل داد.