zurückdrücken
به عقب فشار دادن، سرکوب کردن (احساسات)، شانه خالی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zurückdrücken)
چیزی یا کسی را با اعمال نیرو به موقعیت قبلی یا به عقب هل دادن؛ عقب راندن.
- Er drückte den Knopf zurück, um die Tür zu schließen.او دکمه را به عقب فشار داد تا در را ببندد.
- Die Polizei drückte die Demonstranten zurück.پلیس تظاهرکنندگان را به عقب راند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas zurückdrücken)
احساسات، افکار، خشم یا اشک را پنهان و سرکوب کردن؛ فرو خوردن.
- Sie musste ihre Tränen zurückdrücken, um nicht zu weinen.او مجبور شد اشکهایش را فرو خورد تا گریه نکند.
- Er versuchte, seine Wut zurückzudrücken.او سعی کرد خشم خود را سرکوب کند.
3
sich + vor + Dativ
به صورت مجازی: از زیر بار مسئولیت یا انجام کاری شانه خالی کردن؛ طفره رفتن.
- Er drückt sich vor seiner Verantwortung.او از زیر بار مسئولیتش شانه خالی میکند.
- Sie drückte sich vor der unangenehmen Aufgabe.او از انجام آن کار ناخوشایند طفره رفت.