abdrücken

Aussprache: /ˈapˌdʁʏkn̩/
Worttrennung: ab·drü·cken
فعل

ماشه را کشیدن، پرداخت کردن، عکس گرفتن، مسدود کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden/etwas abdrücken)

ماشه سلاح را کشیدن یا شلیک کردن.

  • Der Jäger drückte den Abzug und der Schuss brach los.شکارچی ماشه را کشید و شلیک شلیک شد.
  • Er zögerte, bevor er den Knopf abdrückte.او قبل از اینکه دکمه را فشار دهد، تردید کرد.
2 Akkusativ (etwas abdrücken)

مبلغی پول (به‌ویژه ناخواسته، مثل جریمه، مالیات یا بدهی) را پرداخت کردن.

  • Wir mussten die Parkgebühren komplett abdrücken.ما مجبور بودیم هزینه پارکینگ را به طور کامل پرداخت کنیم.
  • Der Staat drückt den Bürgern hohe Steuern ab.دولت مالیات‌های سنگینی را از شهروندان دریافت می‌کند.
3 Akkusativ (etwas abdrücken)

دکمه شاتر دوربین را زدن و عکس گرفتن؛ یا چاپ کردن عکس یا مقاله.

  • Der Fotograf drückte schnell ab, um den Moment festzuhalten.عکاس برای ثبت لحظه به سرعت دکمه را فشار داد.
  • Können Sie bitte dieses Foto für mich abdrücken?می‌توانید لطفاً این عکس را برای من چاپ کنید؟
4 Akkusativ (etwas abdrücken)

جریان مایع یا لوله را با فشار مسدود کردن یا بستن.

  • Der Klempner drückte die Leitung ab, um das Leck zu reparieren.لوله‌کش برای تعمیر نشتی، لوله را مسدود کرد.
  • Man muss den Wasserhahn richtig abdrücken, damit er nicht tropft.باید شیر آب را به درستی بست تا چکه نکند.
5 sich + von + Dativ

خود را با فشار از جایی جدا کردن یا هل دادن (مثلاً در شنا).

  • Der Schwimmer drückte sich vom Beckenrand ab.شناگر خود را از لبه استخر به جلو هل داد.
  • Sie drückte sich mit aller Kraft vom Boden ab, um aufzustehen.او با تمام قدرت خود را از زمین جدا کرد تا بایستد.