zusammendrücken
به هم فشردن، فشردهسازی کردن (دادهها)، فشرده کردن (زمان)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zusammendrücken)
چیزی را با فشار به هم نزدیک کردن، له کردن یا فشرده ساختن.
- Er drückte die zerknitterte Notiz zwischen seinen Fingern zusammen.او یادداشت چروکیده را بین انگشتانش فشرد.
- Die weiche Erde wurde unter seinem Gewicht zusammengedrückt.خاک نرم زیر وزن او فشرده شد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas zusammendrücken)
در کامپیوتر، فایلها یا دادهها را فشردهسازی کردن (مانند Zip کردن) تا حجم کمتری اشغال کنند.
- Ich muss diese großen Dateien für den Versand zusammendrücken.من باید این فایلهای بزرگ را برای ارسال فشرده کنم.
- Das Programm kann Bilder automatisch zusammendrücken.این برنامه میتواند تصاویر را به طور خودکار فشرده کند.
3
Akkusativ (jemanden / etwas zusammendrücken)
برنامه زمانی یا فضا را فشرده و کوتاه کردن، زمان یا مکان را محدود کردن.
- Wir müssen den Zeitplan für das Projekt zusammendrücken.ما باید برنامه زمانی پروژه را فشرده کنیم.
- Der Redner drückte seine Redezeit zusammen, um pünktlich fertig zu werden.سخنران زمان سخنرانی خود را فشرده کرد تا به موقع تمام کند.