drücken
فشار دادن، در آغوش گرفتن، آزار دادن (پای زدن)، کاهش دادن (قیمت)، طفره رفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
دکمه، دستگیره یا چیزی را فشار دادن یا هل دادن
- Drück bitte den Knopf, um den Aufzug zu rufen.لطفاً دکمه را فشار بده تا آسانسور را صدا بزنی.
- Er drückte die Tür auf.او در را هل داد و باز کرد.
2
Akkusativ (+ an + Akkusativ)
کسی یا چیزی را به گرمی در آغوش گرفتن یا بفشردن
- Sie drückte ihr Kind fest an sich.او فرزندش را محکم به خود فشرد (بغل کرد).
- Er drückte ihr zum Abschied die Hand.او برای خداحافظی دستش را فشرد.
3
Akkusativ / Intransitiv
فشار فیزیکی آوردن، پای کسی را زدن (کفش) یا روحی آزار دادن
- Die neuen Schuhe drücken mich beim Gehen.کفشهای جدید هنگام راه رفتن پایم را میزنند.
- Die Sorgen drücken ihn sehr.نگرانیها او را بسیار آزار میدهند.
4
Akkusativ
پایین آوردن و کاهش دادن (قیمت، هزینهها، آمار)
- Er konnte den Preis um zehn Prozent drücken.او توانست قیمت را ۱۰ درصد پایین بیاورد.
- Die Firma versucht, die Produktionskosten zu drücken.شرکت تلاش میکند هزینههای تولید را کاهش دهد.
5
sich + vor + Dativ
از زیر کاری یا مسئولیتی شانه خالی کردن و طفره رفتن
- Er drückt sich immer vor der Hausarbeit.او همیشه از کارهای خانه طفره میرود.
- Man sollte sich nicht vor Verantwortung drücken.نباید از مسئولیت شانه خالی کرد.