hochdrücken
به سمت بالا فشار دادن، بلند کردن خود
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hochdrücken)
چیزی را با نیرو به سمت بالا فشار دادن یا بالا بردن.
- Er drückte die schwere Tür hoch, um hindurchzukommen.او در سنگین را به سمت بالا فشار داد تا از آن عبور کند.
- Sie drückte das Fenster hoch, um frische Luft hereinzulassen.او پنجره را به سمت بالا فشار داد تا هوای تازه وارد شود.
2
sich (Akkusativ) (sich hochdrücken)
با استفاده از نیروی دست، خود را از سطح زمین یا جایی به سمت بالا کشیدن یا فشار دادن (حرکت ورزشی).
- Im Fitnessstudio drückte er sich vom Boden hoch, um seine Muskeln zu trainieren.در باشگاه بدنسازی، او برای تمرین عضلاتش، خود را از زمین به بالا فشار داد.
- Sie schaffte es, sich zehnmal hochzudrücken.او موفق شد ده بار خود را به بالا فشار دهد.