hochdrücken

Aussprache: /ˈhoːxˌdʁʏkn̩/
Worttrennung: hoch·drü·cken
فعل

به سمت بالا فشار دادن، بلند کردن خود

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas hochdrücken)

چیزی را با نیرو به سمت بالا فشار دادن یا بالا بردن.

  • Er drückte die schwere Tür hoch, um hindurchzukommen.او در سنگین را به سمت بالا فشار داد تا از آن عبور کند.
  • Sie drückte das Fenster hoch, um frische Luft hereinzulassen.او پنجره را به سمت بالا فشار داد تا هوای تازه وارد شود.
2 sich (Akkusativ) (sich hochdrücken)

با استفاده از نیروی دست، خود را از سطح زمین یا جایی به سمت بالا کشیدن یا فشار دادن (حرکت ورزشی).

  • Im Fitnessstudio drückte er sich vom Boden hoch, um seine Muskeln zu trainieren.در باشگاه بدنسازی، او برای تمرین عضلاتش، خود را از زمین به بالا فشار داد.
  • Sie schaffte es, sich zehnmal hochzudrücken.او موفق شد ده بار خود را به بالا فشار دهد.