drahtig Aussprache: /ˈdʁaːtɪç/ Wortzerlegung: drah·tig صفت ورزیده، ترگل و ورگل، عضلانی و لاغر BeispieleEr hat graues, ''drahtiges'' Haar.او موهای خاکستری و زبر مانند سیم دارد.Ein ''drahtiger'' Jogger läuft durch den Park.یک دونده ورزیده در حال دویدن در پارک است.