dranblieben

Aussprache: /ˈdʁanˌbliːbən/
Wortzerlegung: dran·blie·ben
Konjugierte Form

پایبند ماندند، ادامه دادند، پیگیری کردند

Bedeutungen

1 n/a

اصرار ورزیدن بر یک کار یا هدف، حتی در مواجهه با مشکلات یا موانع؛ تسلیم نشدن (شکل قدیمی‌تر یا غیررسمی‌تر از dranbleiben).

  • Er musste an seinem Vorhaben dranblieben, auch wenn es schwierig wurde.او مجبور بود به طرح خود پایبند بماند، حتی زمانی که دشوار شد.
  • Die Studentin blieb an der schwierigen Aufgabe dran, bis sie sie gelöst hatte.دانشجو به تکلیف دشوار ادامه داد تا زمانی که آن را حل کرد.