dranblieben
پایبند ماندند، ادامه دادند، پیگیری کردند
Bedeutungen
1
n/a
اصرار ورزیدن بر یک کار یا هدف، حتی در مواجهه با مشکلات یا موانع؛ تسلیم نشدن (شکل قدیمیتر یا غیررسمیتر از dranbleiben).
- Er musste an seinem Vorhaben dranblieben, auch wenn es schwierig wurde.او مجبور بود به طرح خود پایبند بماند، حتی زمانی که دشوار شد.
- Die Studentin blieb an der schwierigen Aufgabe dran, bis sie sie gelöst hatte.دانشجو به تکلیف دشوار ادامه داد تا زمانی که آن را حل کرد.