herausdringen
به بیرون نفوذ کردن، نمایان شدن، درز کردن
Bedeutungen
1
aus + Dativ (aus etwas herausdringen)
از جایی بسته یا محدود به بیرون راه یافتن، نشت کردن (صدا، بو، اطلاعات).
- Der Lärm drang kaum aus dem geschlossenen Raum heraus.صدا به سختی از اتاق بسته بیرون نفوذ میکرد.
- Geheime Informationen sind aus dem Ministerium herausgedrungen.اطلاعات محرمانه از وزارتخانه درز کرده است.
2
aus + Dativ (aus etwas herausdringen)
با فشار یا تلاش از جایی خارج شدن یا نمایان شدن.
- Das Wasser drang langsam aus dem verstopften Rohr heraus.آب به آرامی از لوله گرفته شده بیرون میزد.
- Nach langer Krankheit drang er endlich wieder ans Licht.او پس از بیماری طولانی سرانجام دوباره نمایان شد.