drankamen
نوبت آنها شد / به آنها رسید
Bedeutungen
1
kein Akkusativ
نوبت انجام کاری یا دریافت چیزی به کسی رسیدن، به خصوص در یک صف یا ترتیب مشخص.
- Nach stundenlangem Warten kam endlich mein Sohn dran, um seine Prüfung abzulegen.پس از ساعتها انتظار، سرانجام نوبت پسرم رسید تا امتحانش را بدهد.
- Wer war als Nächstes dran, um seine Bewerbung vorzustellen?نوبت کی بود که درخواست خود را ارائه دهد؟
2
kein Akkusativ
موفق شدن در به دست آوردن چیزی که نیازمند شانس یا فرصت است.
- Er hatte Glück und kam bei der Verlosung dran, um einen Hauptpreis zu gewinnen.او شانس داشت و در قرعهکشی برنده جایزه اصلی شد.
- Nur wenige von uns kamen in den Genuss, dieses seltene Werk zu sehen.تنها تعداد کمی از ما موفق به دیدن این اثر نادر شدند.
3
kein Akkusativ
مورد توجه قرار گرفتن، یا در معرض دید یا بررسی قرار گرفتن.
- In der damaligen Debatte kam die Frage der sozialen Gerechtigkeit endlich dran.در بحث آن زمان، بالاخره به مسئله عدالت اجتماعی پرداخته شد.
- Nachdem die Hauptpunkte behandelt wurden, kam die Diskussion über die Nebenaspekte dran.پس از پرداختن به نکات اصلی، بحث در مورد جنبههای فرعی مطرح شد.