draußen
بیرون (خارج از ساختمان یا شهر)
Bedeutungen
1
اشاره به مکانی خارج از یک فضای بسته مانند خانه یا ساختمان.
- Die Kinder spielen gerne draußen im Garten.بچهها دوست دارند در بیرون از خانه در باغ بازی کنند.
- Es ist kalt draußen, zieh dir eine Jacke an.بیرون سرد است، یک ژاکت بپوش.
- Wir haben draußen auf der Terrasse gegessen.ما بیرون در تراس غذا خوردیم.
2
اشاره به مکانی خارج از شهر یا منطقه مورد نظر.
- Er lebt nicht in der Stadt, sondern draußen auf dem Land.او در شهر زندگی نمیکند، بلکه بیرون از شهر در روستا زندگی میکند.
- Die Fabrik liegt weit draußen vor den Toren der Stadt.کارخانه در بیرون از دروازههای شهر، دورتر واقع شده است.
- Wir fahren am Wochenende gerne draußen campen.ما دوست داریم آخر هفتهها بیرون از شهر به کمپ برویم.