draußen

Aussprache: /ˈdʁaʊ̯sn̩/
Worttrennung: drau·ßen
قید

بیرون (خارج از ساختمان یا شهر)

Bedeutungen

1

اشاره به مکانی خارج از یک فضای بسته مانند خانه یا ساختمان.

  • Die Kinder spielen gerne draußen im Garten.بچه‌ها دوست دارند در بیرون از خانه در باغ بازی کنند.
  • Es ist kalt draußen, zieh dir eine Jacke an.بیرون سرد است، یک ژاکت بپوش.
  • Wir haben draußen auf der Terrasse gegessen.ما بیرون در تراس غذا خوردیم.
2

اشاره به مکانی خارج از شهر یا منطقه مورد نظر.

  • Er lebt nicht in der Stadt, sondern draußen auf dem Land.او در شهر زندگی نمی‌کند، بلکه بیرون از شهر در روستا زندگی می‌کند.
  • Die Fabrik liegt weit draußen vor den Toren der Stadt.کارخانه در بیرون از دروازه‌های شهر، دورتر واقع شده است.
  • Wir fahren am Wochenende gerne draußen campen.ما دوست داریم آخر هفته‌ها بیرون از شهر به کمپ برویم.