draufhaben
ماهر و مسلط بودن (عامیانه)، روی سطح داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ / es draufhaben
مهارت، استعداد یا تسلط بالایی در کاری داشتن (عامیانه).
- Der neue Mitarbeiter hat das wirklich drauf.کارمند جدید واقعاً در این کار ماهر است.
- Du musst zeigen, dass du es draufhast!باید نشان دهی که در این کار مهارت داری!
2
Akkusativ (jemanden / etwas draufhaben)
روی چیزی داشتن (مانند پول روی کارت) یا سرعت خاصی داشتن.
- Er hat genug Geld auf der Karte drauf.او پول کافی روی کارت دارد.
- Das Auto hat eine gute Geschwindigkeit drauf.این ماشین سرعت خوبی دارد.